خرید بک لینک
شاید هیچکس نمیداند ، خودت که میدانی داری با خودت چه میکنی. خودت میدانی که هر روز میروی همانجا که گماش کردی,. میروی آنقدر میایستی و به صدای غمانگیز نفسهای خودت گوش میدهی، میروی آنقدر چشم میدوزی ، آنقدر منتظر میمانی بالاخره تا اینکه ... هیچی! هه، خودت هم نمیدانی قرار است چه شود! مگر نه؟ اما من مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 1 ارديبهشت 1401 ساعت: 16:28

این لب تاب من است و در دنیایی که این لب تاب من است حتی نمی دانم چطور باید بنویسم… نه این که ندانم پکیبورد کجاست یا چطور میشود زبان را تغییر داد یا اصلا این نیمفاصله لعنتی چطور کار میکند؛ دست و دلم به نوشتن نمیرود. خیلی وقت است اینطور شدهام. هر بار که دلم میگیرد تا بنویسم، خودم را سرگرم ویرگول و نیمفاصله و نقطهها میکنم تا در اسرع وقت حس نوشتنم بپرد. حتی قبل همین جمله آخری چند ثانیهای ذهنم دنبال این بود که بالاخره {کیبرد} یا {کیبورد}؟ همهی این ادا اطوارها را مغزم درمیآورد تا نکند که دستم به نوشتن برود و هر مرگی مرا هست را سر باز کند و بیرون بریزد. به این میگوید سیستم امنیتی! همین الان رفتم بالا و بین {بنویسم} و {خودم} یک عدد ویرگول گذاشتم. در راه به این فکر افتادم که چقدر دوستشان دارم … بنویسم را و خودم را ! اولین روز مدرسه از معلم پرسیم چطور می توانم اسم خودم را بنویسم؟ البته مدت ها قبل از پدرم یاد گرفته بودم چطور خودم را بنویسم: یک نصف دایره میکشی بعد میری جلو، میپیچی بالااا، بعد برمیگردی پایینُ میپیچی جلو میچرخی پایین و منحنیش میکنی. اینجوری اسم من نوشته میشود. اواسطادامه مطلب

برچسب: میخواهم بنویسم,میخواهم بنویسم اما,میخواهم زیبا بنویسم,میخواهم برایت بنویسم,میخواهم کتاب بنویسم,میخواهم رمان بنویسم,میخوام وبلاگ بنویسم,میخواهم شاد بنویسم,می خواهم از تو بنویسم,میخواهم مقاله بنویسم, نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 17:08

خیلی ها با من همراه شدند ، به من چسبیدند ، حتی سوارم شدند تا با من برسند ، برسند آنجایی که من میخواستم.

همه شان خسته شدند و کنار کشیدند ، همه شان یکی پس از دیگری پیاده شدند ، اما من نا امید نشدم و ادامه دادم . من فهمیدم همه آنها آینه ای بودند از کسی که من بودم . همه آن آدم های خسته ، بزدل ، تنبل و نفهم ، من بودم . واقعیت لعنتی همین بود . اما من میخواستم انسان دیگری شوم . من این واقعیت را پذیرفتم و دیگر نخواستمش . من انسان دیگری شدم.

این بهار که بیاید این درخت سیب می دهد !

برچسب: روز چهل و دوم بارداری,روز چهل و پنجم بارداری,روز چهل و هفتم بارداری,روز چهل و یکم بارداری,روز چهل و هشتم بارداری,روز چهل و سوم بارداری,روز چهل و ششم بارداری,روز چهل و چهارم بارداری,روز چهل و سه طلوع,روز چهل و هشتم, نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 11:58

هر بار که خوابت نمیبرد یعنی چیزی فکرت را مغشوش کرده است . آن را بیاب ، دریاب ، نوازش کن و دور بیانداز تا فردا صبح!

برچسب: شب چهارم محرم,شب چهارم ماه عسل,شب چهارم برنامه ماه عسل,شب چهارم محرم 94 محمود کریمی,شب چهارم ماه عسل 95,شب چهارم ماه رمضان,شب چهارم محرم 92 جواد مقدم,شب چهارم ماه عسل ٩٥,شب چهارم محرم 94 جواد مقدم,شب چهارم محرم 94 علیمی, نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 11:58

خوشا به سعادتمان که جامعهای را متحول میکنیم . انسانی را به داشتن یک ضرورت وادار ، خانوادهای را به بقا هوشیار، پدری را به تعهد نسبت به فرزندانش بیدار، همسری را به آیندهاش امیدوار، کودکی را در بزرگیاش با اعتبار و بیماری را در وقت مریضیاش شکرگزار میکنیم. دکتر فخارزادهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 11:58

خیابون ولیعصرو از بالا تا پایین داشت قدم میزد، چشماش رو یک اعلامیه قفل شد. عکس یک پیرمرد کراوات زده که پایینش نوشته بود: گمشده. زیرش ۳ تا شماره تماس بود بود. گوشیشو برداشت و تماس گرفت:

-جناب شما گمشده دارید؟

-سلامتیش براتون مهمه؟

-منم عشقمو گم کردم ، لای دعاهاتون برای سلامتی اونم دعا کنید...

برچسب: شب ششم محرم,شب ششم محرم 94 محمود کریمی,شب ششم ماه عسل 95,شب ششم نوزاد,شب ششم,شب ششم ماه عسل,شب ششم محرم سیب سرخی,شب ششم محرم 94 کریمی,شب ششم ماه عسل ۹۵,شب ششم محرم 94میرداماد, نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 11:57

وقتی که نشستهای ، در اتاقی تاریک و نمور نشستهای.

میدانی باران میبارد. دلگیری که چرا خیس نشدهای.

به گردش گرد و غبار نگاه میکنی و دیروز را میبینی.

به خود میآیی که چقدر انتظار کشیدهای، چقدر انتظار کشیدهای تا روزنهای ببینی، روزنهای بیابی اما...


برچسب: روز پنجاه و دوم بارداری,روز پنجاه و پنجم بارداری, نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 11:57

امروز دوم مهر ۱۳۹۵ هیجان انگیزترین و جذاب ترین نیمه دوم زندگی ما خواهد بود یاغم انگیزترین و پرحسرت ترین! طی شش ماه آینده خیلی ها میلیاردر میشن، خیلی ها هم میلیاردر شدن بقیه رو به چشم میبینن! اگه دقایقی که چشمت دوخته به کتابه کمتر از دقایقیه که چشمات به گوشیته و اینستا و تلگرامش آخر امسال حسرت میخوری اگه تعداد پیامکایی که میفرستی بیشتر ازکلامای مثبتیه که میزنی آخر امسال حسرت میخوری اگه دقایقی که گوشت وصله به نوار و کتابچه و سمینار صوتی کمتر از موزیک و اخبار و حرفای غیرمیلیاردریه آخر امسال حسرت میخوری اگه جلساتی که تو هفته میزاری بیشتر از معرفی و مشاادامه مطلب

برچسب: ساعت یکطرفه شدن جاده چالوس,ساعت یک میلیارد تومانی,ساعت یک و نیم آن روز,ساعت یک میلیاردی,ساعت یک میلیاردی در تهران,ساعت یک و نیم,ساعت یکطرفه جاده چالوس,ساعت یکطرفه شدن جاده هراز,ساعت یک نیمه شب,ساعت یک, نویسنده: اشکان پارسامنش تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 11:57

صفحه بندی